أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
352
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
حضرت شيخ عبد الوهاب شعرانى در يواقيت و جواهر خود در خصوص وجود طايفه جن و وجوب ايقان در حق آنها مىنويسد كه وجود طايفهء جن خلفا عن سلف مصدق و به شهادت قرآن كريم و كتب منزلهء سائره مثبت و محقق است . اين طايفه مخلوق ناطقاند ، اكل و شرب مىكنند و مزاوجت و توالد و تناسل مىنمايند . شيخ ابو طاهر قزوينى گويد چيزى كه به وجود جن دلالت مىكند آن است كه آثار خفيهء آنان را مردم تخيل مىنمايند . فرقهء معتزله وجود اجنّه را انكار نموده و گفتهاند كه اجنّه از دهاة ناس و شياطين عبارت از مردهء خلق مىباسند كه به اين واسطه گروه معتزله نص قرآن كريم را كه شامل وجود و اوصاف جنّيان است رد و انكار نمودهاند . سئوال : عموم خلق از چند اصل مىباشند ؟ جواب : به قرارى كه امام ماوردى گفته است از چهار اصل . آنها نيز آب و خاك و آتش و هوا هستند . آتش و هوا از خلق مخفى بوده و آب و خاك ظاهر و نمايان است . آتش چنان كه معلوم و محقق است عبارت از نور و شعله و دخان است . نور محض ضياء است . دخان محض ظلمت . شعله مارج متوسط يعنى محض شر است . چون حضرت ايزد پاك جن را از مارج و آتش خلق كرده است اجنّه به واسطهء نور به ملائكه و از طرف ظلمت و دخان به شياطين انتساب دارند و بدين جهت جنيان مطيع و عاصى و مؤمن و كافر دارند . در قرآن كريم وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ « 1 » وارد شده است . در اين آتش اختلاف نمودهاند بعضى برآنند كه آفتاب و برخى او را برق دانستهاند . شيطان اكنون نقل كلام را به بحث از ابليس مرجوع داريم . در اينكه ابليس آيا از ملائكه و يا جن است اختلاف موجود است . بنا به قول بعضى اوّل كسى كه از طايفهء جن در روى زمين استكبار نمود ابليس بود . ملائكه بر ضد آنها شمشير كشيده و اسير نموده به آسمان آورد و از اين جهت به جرگ ملائكه درآمد . اكنونه صحيح است كه اگر شيطان را گوييم از اجنه يا از جنس
--> ( 1 ) . حجر / 27 .